021-42543 CCTV [at] AGKGROUP.COM

لغتنامه

Word

Mining

A

 

AC : alternating current

ولتاژ متناوب (غير مستقيم) که داراي قطب نيست

 

ACC:

وسيله اي آنالوگ است. وقتي که نور با تراشه برخورد مي کند به شکل بارهاي خفيف الکتريکي در سنسور تصوير نگه داشته مي شود.

 

Accessory

ملحقات

 

Acoustic lens

عدسي صوتي است که همانند عدسي هاي نوري مي تواند صوت را در يک نقطه متمرکز کند.

 

Action

عکس العمل

 

A / D: analoge to digital

مبدل آنالوگ به ديجيتال

 

Adaptor:

اداپتور (منبع تغذيه)

 

Adjustment:

تنظيمات

 

ADNR: advanced motion  adaptive 3D + 2D DNR

 

 

ADSL: asymmetrical digital subscriber line

نوعي از خدمات سيستم مخابرات تلفني که داراي پهناي باند بزرگتر و سرعت بيشتر مي باشد.

 

AEC: auto electronics shutter

شاتر الکترونيک اتوماتيک

 

AGC: automatic gain control

کنترل اتوماتيک بهره (ولتاژ) در خروجي و يا ورودي

 

Alarm by pass relay :

رله مدار کنترل کننده درب اتوماتيک

 

Alarm I/o:

ورودي و خروجي هاي مربوط به آلارم در سيستم

 

AIC: atomatic level control

کنترل خودکار سطح (سطح نور)

 

Anamorphic:

لنزي که در دو محور عمودي متقابل بزرگنمايي نوري مختلفي دارد

 

ANPR: automatic number plate recognition

تشخيص اتوماتيک پلاک خودرو

 

Analoge out:

نوعي خروجي در دستگاه هايي که تصاوير را روي مانيتور صنعتي و هر تلويزيوني که ورودي A/V دارد، پخش مي نمايد

 

Antenna:

آنتن

 

Apply:

مورد استفاده قرار گرفتن و تاييد شدن

 

Asp: active pixel system

سيستم پيکسلي (سلولي) فعال

 

Area:

ناحيه

 

Arrow:

فلش

 

Asic: application specific integrated circuit

کاربرد مدارات مجتمع اختصاصي

 

Aspherical

لنزهايي که قدرت انتقال نور زيادي را دارند و به صورت غير کروي هستند

 

ASS BLC: anti saturation supper BLC

 

 

Assemble:

مونتاژ کردن

 

Ata (IDE): integrated drive electronics

نوع قديمي کابل اتصال هارد به کامپيوتر و يا دستگاه استندالون

 

ATM: automated teller machine

دستگاه عابر بانک ، خودپرداز

 

Audio in:

ورودي

 

Audio input channel

روش فشرده سازي صدا

 

Audio out:

خروجي صدا

 

Distribution video audio:

توزيع کننده صدا و تصوير که جهت تبديل يک تصوير و صدا به چنين تصوير و صداي مشابه ، استفاده مي شود.

 

Auto focus:

حالتي است که در دوربين هاي زوم که به شکل اتوماتيک (غير دستي) جهت واضح کردن تصاوير استفاده مي گردد

 

Auto iris:

تنظيم اتوماتيک سايز ديافراگم در لنز دوربين که به دو دسته تقسيم مي شود.

 

Auto play:

پخش يا بازبيني اتوماتيک

 

Auto run:

اجرا شدن اتوماتيک – خودکار

 

Auto termination:

مکانيسمي که پايان دادن به کار سيستم نظارت تصويري را به طرز مناسبي انجام مي دهد.

 

Auto track:

قابليت تعقيب اجسام در حال حرکت به شکل خودکار

 

Auto zoom:

اين لنز قابليت زوم به صورت اتومات را دارند و از راه دور نيز مي توان آنها را کنترل کرد.

 

Avr: automatic vehicle identification

تشخيص اتومات پلاک خودرو

 

Awb:

تنظيم خودکار نور و ميزان تعادلي سفيدي در تصوير

B

 

Baby kit camera

نوعي دوربين يا وسيله اي بي سيم که براي کنترل کودکان و افراد سالخورده استفاده مي شود.

 

Back up:

کپي گرفتن از اطلاعات موجود

 

Back focus:

تنظيم مکان لنز در رابطه با سنسور ccd در دوربين

 

Band width(b.w):

پهناي باند فرکانسي که براي سيگنال ويدئويي معمولي 0/0 تا 6 مگا هرتز است.

 

Balanced signal:

سيگنال بالانس شده

 

Base band:

سيگنال باند اصلي يا پايه

 

Beat max:

نوعي فرمت ضبط ويدئويي

 

B-ISDN: broadband integrated services digital network

نوعي انتقال داده قادر است داده بيشتري را در واحد زمان انتقال دهد

 

Bit rate:

سرعت پردازش داده ها که معمولا در بازه زمان سنجيده مي شود

 

BlC : back light compensation

در واقع جبران سازي نور پس زمينه  

 

Black and whate:

سياه و سفيد

 

BNC:

نوعي از سوکت اتصال که نوع قديمي آن براي اتصال نياز به احيم کاري داشته و نوع پرسي آن از طريق آچار مخصوص مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

Bnc to sony (RCA)

نوعي سوکت که دو پورت مختلف را به هم تبديل مي کند

 

Box

جعبه يا کاور

 

Bracket

پايه (پايه دوربين)

 

Brightness:

روشنايي

 

Broad cast:

پخش عمومي

 

Bult in mic:

ميکروفن داخلي دوربين

 

Bullet:

فشنگي (بيشتر در مورد دوربين هاي نوع IR )

 

Butterfly effect:

نمايشگر پروانه اي اين نام گذاري به سبب وضوح رنگ هاي آن مي باشد و اين نمايشگر ، نور محدودي را بازتاب مي کند.

C

 

C& CS:

نوع بسته شدن لنز به دهنه مخصوص خودش بر روي دوربين

 

Cable:

کابل

 

Camera:

 

دوربين

 

Cash register:

دستگاه چرداخت الکترونيکي فروشگاهي

 

Cat 5, cat 6:

انواعي از کابل هاي شبکه

 

CCD: charge couple device

نوعي سنسور نوري که اکثر دوربين ها مجهز به آن بوده و با تغيير شارژ الکتريکي در اثر تابش نور فعال مي شود

 

CCD aperture:

سطحي از CCD که به نور حساس است

 

CCDP: cloused circuit television

به معناي دوربين مدار بسته است که امورزه کمتر مورد استفاده قرار مي گيرد

 

CCIR: comite international la radio

انجمن راديويي بين المللي براي استاندارد تلويزيوني اروپا

 

CCTV: closed circuit television

در معناي لغوي به معني تلويزيون مدار بسته است که به اشتباه براي دوربين مدار بسته از آن استفاده مي کنند

 

CD- rom:

وسيله خواندن لوح فشرده

 

CDS(correlated double sampling):

تکنيکي در ايجاد ترکيب رنگ در بعضي از دورين هاي CCD

 

CFA(color filter array):

تکنيکي در ايجاد ترکيب رنگ در بعضي از دوربين هاي CD

 

Channel (ch):

کانال

 

Chrominance:

به اطلاعات رنگ سينگال ويدئويي گفته مي شود

 

CIE:

انجمن بين المللي نور که واحدهاي نوري را تعريف و ارائه مي کند

 

CIF:common intermemediate format

مقدار 4/1 از حداکثر اندازه تصوير که در سيستم PAL برابر 352*288 و در سيستم NTSC برابر 352*240 مي باشد

 

CIF,2cif,4cif,qcif,d1:

زير شاخه هاي ذخيره سازي در فرمت ضبط H264

 

CIS: cmos image sensor

سنسور دريافت تصاوير CMOS

 

Clear:

پاک کردن – شفاف

 

Client:

دستگاه و يا کامپيوتري که به کامپيوتر سرور از طريق شبکه وصل مي شود

 

Clip:

فيلم کوتاه

 

CMS: client monitoring soft ware

نرم افزار مديريت دوربين در شبکه را گويند

 

CMS: content management system

سيستم مديريتي در يک برنامه

 

CMOS: complementary mos

نوعي سنسور نوري که از مزاياي آن مي توان به حجم پايين تصاوير اشاره کرد که براي شبکه هايي با پهناي باند کم مفيد است در تکنولوژي جديد اين سنسورها تک تک پيکسل ها پردازش مي شوند

 

CMYK: cyan,magae,yellow, and key black

چهار رنگ کاربردي در صنعت چاپ

 

Clock:

ساعت

 

Coated lens:

نوعي عدسي که سطح آن با لايه نازکي از موادي مثل فلوريد منيزيوم ، اکسيد سيليکون، فلوريد سديم و اکسيدتياتينوم پوشيده شده و اين عمل باعث کاهش انعکاس نور و فيلتراسيون طول موج هاي مزاحم مي شود.

 

Coaxial:

اصطلاح که بيشتر در مورد کابل استفاده مي شود و به آن کابل هم محور نيز مي گويند.

 

Code:

کد – کد کردن – کد گذاري

 

Codecs:

عبارت فشرده سازي در روش دگرگوني با اتلاف

 

Colour:

رنگي

 

Compact:

به هم فشرده ، مترکم

 

Compatible:

سازگاري – هم خواني

 

Compression ratio:

نسبت فشرده سازي

 

Connect:

اتصال

 

Continues:

مداوم – دائمي

 

Contrast:

اختلاف بين سفيد ترين و سياه ترين نقطه تصوير (تفاوت بين تاريکي و روشنايي) بر حسب گاما بيان مي شود

 

Contrast control:

تنظيم کننده شدت درخشندگي و ميزان روشنايي تصاوير گيرنده تلويزيوني که دستي کنترل مي شود

 

Contrast ratio:

نسبت حداکثر ميزان روشنايي به مقدار حداقل آن

 

Controller:

کنترل کننده

 

Counter:

شمارنده

 

Cover(housing):

کاور يا بدنه محافظ که داراي شماره استاندارد IP مي باشد

 

CPR: car plate recognation

تشخيص پلاک خودرو

 

CPU: central processing unit

واحد منطق و پردازش در کامپيوتر

 

CRT: cathode ray tube

نوعي لامپ الکتروني که اطلاعات را توسط پرتو اشعه کاتدي روي سطح ماده فعال ذخيره مي سازد اين نوع لامپ را در تلويزيون هاي معمولي مي توانيد ببينيد

 

C – thru

سيستم نظارت ويدئويي سه بعدي

D

 

D/N: digital to analoge

مبدل سيگنال ديجيتال به آنالوگ

 

Daily:

روزانه

 

Dark current:

نشت سيگنال از CCD در نبود نور که ايجاد دنويز مي کند

 

Darkness:

تاريکي

 

Date:

تاريخ

 

Day & night:

نوعي از عملکرد در CCD ها که در تاريکي و يا نور کم هم به وظيفه خود عمل نموده و در هنگام شب به صورت سياه و سفيد تصوير مي دهد

 

D.C drive:

کابل مخصوص که روي لنزها با با قابليت اتوايريز ديده مي شود که به پشت دوربين هاي صنعتي در قسمتي که اين واژه وجود دارد، اتصال مي يابد

 

DNS: dynamic domain system:

از انواع پروتکل هاي اصلي جهاني

 

Decode:

کد گشايي – بازگشايي رمز

 

Define:

تعريف

 

Default:

تنظيم ابتدايي کارخانه به اصطلاح تنظيم آغازين

 

Deinterlace:

روند تبديل سيکنال ويدئويي interlace به حالت progressive

 

De-interlacing:

الگوريتم ضد به هم پيچيدگي

 

Delay:

تاخير

 

Delete:

پاک کردن

 

Description:

توضيح

 

DHC:

نوعي تکنولوژي تصويربرداري براي استفاده در دوربين هاي پلاک خوان

 

DHCP:dynamichost configuration protocol

از انواع پروتکل هاي جهاني

 

Dieiectric lens:

عدسي که امواج راديويي را ارسال مي کند و از مواد عايق ساخته مي شود 

 

Diaphragm:

دياگرام، دريچه اي است که در سيستم آيريز استفاده مي شود و شامل يک حفره مکانيکي مي باشد که مي تواند با تغيير قطر مياني خود ميزان نور ورودي را از لنز به ccd تغيير دهد

 

Digit(character):

محل نمايش يک حرف يا يک عدد روي صفحه

 

Digital:

ديجيتالي ، رقمي

 

Digital zoom:

بزرگ کردن تصوير به صورت ديجيتالي از روي خود تصوير بدون استفاده از توانايي بزرگنمايي لنز

 

Dimension:

ابعاد – سايز

 

Dip switch:

نوعي از کليدهاي فشاري در دوربين هايي که داراي سيستم OSD هستند

 

Dis: digital image stabilizer:

ثابت کننده تصوير که حذف نويز سه بعدي را نيز شامل مي شود

 

Disable:

غير قابل اجرا

 

Disconnect:

جدايي ارتباط شبکه در سيستم کامپيوتري و يا قطعي کابل تصوير دستگاه DVR

 

Disk space:

فضاي هارد

 

Display frame rate:

ميزان واقعي بودن فيلم و يا تصوير در روي نمايشگر مانيتور در هنگام پخش

 

DLP: digital light processing

فناوري پردازش نور به صورت ديجيتال

 

DNR: digital noise reducting:

کاهنده نويز ديجيتالي در نور کم

 

DNS: domin name system

سيستم نام گذاري مرتبه اي در شبکه هاي کامپيوتري

 

Dome:

نوعي دوربين که به صورت سقفي بوده و از انواع آن مي توان به دوربين هاي دام ثابت ، دام متحرک و HIGH SPEED DOME  اشاره کرد که مي توانند محيط وسيعي را تحت پوشش قرار دهند

 

Double:

زوج ، دوتايي

 

Double quad:

دستگاهي که دو سيستم QUAD را در خود جاي داده است

 

Down:

پايين

 

Driver:

نوعي برنامه کامپيوتري که براي راه اندازي کارت هاي DVR قبل از نرم افزاري اصلي آن روي ويندوز اجرا مي شود

 

DSP: digital signal proccessing

پردازشگر سيگنال ديجيتالي

 

DST: daylight saving time:

عملکردي که جهت ذخيره مدت زمان حضور يا وجود نور در طول روز ، مورد استفاده قرار مي گيرد (آفتاب يا نور چه مدت از ساعات شبانه روز 24 ساعته را حضور داشته است)

 

DS-WDR: double scan wdr

سيستم WDR با اسکن دو برابر

 

Dual monitor:

پشتيباني از دو نمايشگر يا مانيتور

 

Dual stream:

تکنولوژي که تصاوير را با کيفيت بالا روي دستگاه سرور ضبط و ذخيره مي کند و با کيفيت پايين تري در CLIENT انتقال مي دهد تا باعث کاهش ترافيک در حجم داده ها شود

 

Dummy camera:

دوربين کاذب يا نمايي از دوربين و يا کاوران آن خالي مي باشد و محتوي دوربين واقعي نيست

 

Duplex:

سيستم ارتباطي که اطلاعات را در دو جهت رفت و برگشت مبادله مي کند

 

Duration:

تداوم – ادامه داشتن

 

DVB: (digital video broadcasting)

از استانداردهاي مورد تاييد بين المللي در مورد تلويزيون ديجيتال

 

DV-mini:

يک فرمت ضبط صدا و تصوير جديد که اکثرا در هنديکم استفاده مي شود

 

DVR: digital video recorder

دستگاه ضبط تصاوير

 

DVS: digital video server

سيستم تصويري ديجيتال جهت انتقال در شبکه يا ضبط بر روي يک حافظه

 

D-VHS:

استاندارد ضبط سيگنال روي VHS يا همان نوار ويدئويي تکنيک حذف صحنه هاي مشترک

 

Dynamic background subtraction:

 

E

 

EBU:

اتحاديه پخش برنامه هاي اروپايي

 

Echo:

بازتاب صدا

 

Economic:

قيمت مناسب

 

ELA: electronic industriesalliance:

انجمن صنعتي الکترونيک

 

Electromagnetic lens:

عدسي که پرتوهاي الکترونيکي را توسط ميدان مغناطيسي متمرکز مي کند

 

Electrostatic tape camera:

دوربيني است که به منظور کاربرد در ماهواره جهت جلوگيري از آسيب تصاوير به وسيله تشعشعات مخصوص طراحي گرديده و تصاوير آن بر روي نوار پلاستيکي به صورت بارالکتريسته ساکن ذخيره مي شود

 

E-map: electronics map

نقشه الکترونيکي

 

Enable:

قابل اجرا

 

Encode:

کد گذاري

 

E-paper:

کاغذ الکترونيک 

 

Error:

خطا

 

(P.O.E)Ethernet:

نوعي سيتم شبکه که امکان انتقال داده هاي کامپيوتري را فراهم مي کند

 

Exit:

خروج

 

Expand:

بزرگ کردن ، بسط دادن

 

Explosion proof camera:

دوربين با مقاومت در برابر انفجار گاز ريزش معدن ، ... که معمولا در محيط هاي پالايشگاهي و معادن و ... مورد استفاده قرار مي گيرد

 

Extra:

 

F

 

FAT/FAT 32:

نوعي از فرمت کردن در هارد ديسک و يا حافظه هاي فلش

 

FCC: FEDERAL COMMUNICATION COMMISION

کميسيون ارتباطات فدرال آمريکا

 

FDM: frequency division multiplexing

جداسازي سيگنال بر اساس فرکانس  

 

File:

فايل

 

Filter:

لايه رنگي جهت حذف نورهاي مزاحم که در لنزها و روي سطح CCD ممکن است استفاده شود FISH eye لنز با زاويه ديد بسيار باز را در اصطلاح گويند

 

Fix lens:

لنز ثابت که که قدرت زوم کردن را ندارد

 

Flicker:

پر پر کردن يا پرش تصوير

 

Flip:

بالا و پايين تصوير را معکوس کردن

 

Focus:

واضح کردت تصوير

 

Focusing:

حرکت عدسي هاي دوربين به سمت جلو و يا عقب براي ايجاد تصوير صاف و شفاف که همگرايي و واگرايي پرتو هاي نور را کنترل مي کند

 

Format:

نوعي ذخيره سازي

 

Frame:

تک عکس که هر سيستم pal  و ترکيب 625 خط يک فريم ساخته مي شود

 

Frame rate:

ميزان تعداد فريم در ثانيه که در سيستم PAL معمولا 35 فريم بر ثانيه و در NTSC حدود 30 فريم در ثانيه مي باشد

 

Frame  store:

وسيله الکترونيکي شماره گذاري و ذخيره فريم هاي تصوير

 

Freeze:

حالتي که در آن فيلم ويدئويي در همان نقطه دلخواه ثابت شده و مي توان آن را به صورت خروجي عکس و با بررسي بيشتر آن لحظه از فيلم بازبيني کرد

 

ftp: file transfer protocol

يکي از انواع پروتکل براي انتقال داده بين کامپيوتر ها و مخصوصا در شبکه اينترنتي

 

Full duplex (RS 422 A)

در اين ارتباط دوربين علاوه بر دريافت ، ارسال داده را نيز انجام مي دهد و امکان شنيدن و صحبت کردن به صورت هم زمان وجود دارد

 

Full screen:

تمام تصوير

G

 

Gamma:

اين مشخصه براي تصحيح اختلاف بين پاسخ خطي دوربين و پاسخ غير خطي مانيتور تعريف مي شود

 

Gas:

گاز

 

Gis: geographic information system

سيستم اطلاعاتي جغرافيايي

 

Gps: global positioning system

سيستم ماهواره اي موقعيت يابي جهاني

 

Graphic card(VGA card)

کارت گرافيک

 

Group:

گروه

 

Gsm: global system for mobile communications:

سامانه جهاني ارتباطات تلفن همراه

 

Gurd:

گارد ، نگهبان ، محافظ

H

 

Hacking:

نفوذ در سيستم

 

Had: hole accumulation diode:

نوعي تکنولوژي در ساخت CCD که براي اولين بار شرکت سوني ژاپن مطرح کرد و قابليت تبديل فنون به الکترون را با ولتاژ بيشتري به همراه دارد

 

Half duplex:

اين ارتباط بين کاربر و دوربين و بالعکس به صورت غير همزمان مي باشد بدان معني که شنيدن و صحبت کردن همزمان امکان ندارد.

 

Handle:

دستي

 

Hdd: hard disk drive

هارد ديسک

 

Hide:

مخفي و پنهان

 

Hidden:

مخفي شدن

 

High light:

پر نور

 

Hi- quality:

با کيفيت بالا

 

Hlc: high light compensation

جبران يا تصحيح نور با شدت بالا جهت دريافت تصويري با کيفيت مناسب

 

Hlm: high light masking

پوشاندن با مهار نور با شدت بالا

 

Holder:

محل اتصال لنز به دوربين

 

Holiday:

تعطيلي – روزهاي تعطيل در منوي DVR ها

 

Hot plug:

قابليتي که به راحتي مي توان در حين کار دستگاه DVR هارديسک را تعويض کرد

 

Housing:

کاور با محافظي که دوربين يا ساير ادوات مدار بسته را مي توان در داخل آن جاي داد

 

HTTP : hypertext transfer protocol

يکي از انواع پروتکل هاي اصلي

 

HSBLC: highlight suppress blc

سيستم محدود کردن نور زياد ورودي

 

HUB:

نوعي مرکز کنترل اصلي ، مرکز قرارگيري تجهيزات اصلي يک شبکه به آن MAIN  نيز مي گويند

 

HUE:

طيف ، درجه

 

HUM:

نويز روي فرکانس اصلي

 

H-WDR: hybrid wdr

سيستم WDR ترکيبي

 

Hyper had:

چيپ CCD HAD  که تکامل يافته تر است

I

 

IC: intergrated circuit

قطع اي الکترونيکي که داخل خود شامل مدارات مجتمع مي باشد

 

Icon:

عناوين قابل کليک در نرم افزار

 

ICR: infraked cutfilter removal

فيلتر قطع IR زماني فعال مي گردد که سطح نوري

 

IEEE 802: institute engineers of electrical and electronics

نوعي استاندارد – موسسه وابسته به مهندسين برق و الکترونيک

 

Illumination:

روشنايي – با ولتاژ lux در دوربين اندازه گيري مي شود

 

Illumination level:

سطوح روشنايي ( به شکل پايين يا بالا)

 

Imod: interfrometric modulator display

نمايشگر تلفيق کننده که با روش تداخل سنجي کار مي کند

 

In door(office):

کاربري داخل ساختمان

 

InfoLinformation)

اطلاعات

 

Insert:

ورود – وارد کردن

 

Install:

نصب ، راه اندازي

 

Interface:

واسط – نوعي سخت افزار واسطه جهت تبديل اطلاعات

 

Interferometer:

تداخل سنج

 

I /o: input/outpot

خروجي و ورودي

 

Ip: 

درجه حفاظت بدنه يک وسيله را در برابر عوامل خارجي مثل گرد و خاک و رطوبت که به صورت عدد بيان مي شود

 

Ip: internet protocol

اصطلاحي که براي آدرس دهي در شبکه از جمله (lan , wan, internet) استفاده مي شود و نيز نوعي از دوربين هاي مدار بسته نيز مي باشند همچنين به درجه حفاظت هم اطلاق مي شود که از جمله آن مي توان IP67

 

Ir: infra red

مادون قرمز

 

Ir camera( bullet camera):

دوربين داراي led هاي قرمز که مي تواند در هنگام شب تصوير محيط را از طريق روشن کردن آن ببيند

 

Ir cut filter:

نوعي فيلتر جهت ديد بهتر در هنگام شب و روز از طريق سوويچ شدن

 

Ir led:

نوعي از چراغ هايي که مي توانند نور مادون قرمز را در محيط پخش کنند تا دوربين بتواند در شب محيط را بهتر ببيند

 

Iris:

مکانيسمي که مانند ديافراگم عمل کرده و ميزان نور ورودي به لنز را به صورت دستي و يا اتوماتيک کنترل مي کند

 

ISDN: integrated services digital network

شبکه تلفن جديد با سرعت انتقال داده 64 کيلو بايت بر ثانيه فن

 

It: information technology

آوري اطلاعات

 

Itu: internanional telecommunication union:

اتحاديه بين المللي ارتباطات راه دور

J

 

Joystic:

دسته اي روي کي برد که توسط آن مي توان دوربين اسپيددام را کنترل کرد

 

JPEG: joint photographic experts group

نوعي فرمت

 

JPEG2000:

نوعي تکنولوژي فشرده سازي

K

 

Key:

کليدي که مي تواند اهرمي ، يا فشاري باشد

 

Key board:

وسيله اي که بيشتر در مورد اسپيد دام مورد استفاده قرار مي گيرد و حاوي کليدهاي کنترل مي باشد

L :

 

Lan:

وسيله اي براي دسترسي به شبکه

 

Laser diode:

ديود ليزر

 

Led: light – emitting diode

ديود ساطع نور

 

Lens:

وسيله اي براي متمرکز کردن پرتوهاي نوري استفاده مي شود

 

Lens selector:

روشي است براي انتخاب لنز مناسب

 

Lcd: liqid crystal display

صفحه نمايشي که از کريستال مايع ساخته شده است

 

Limit:

فشرده سازي

 

Linux:

نوعي سيستم عامل

 

Lock:

قفل

 

Log:

وصل شدن – اتصال

 

Loop:

داشتن يک کانال خروجي به ازاء هر کانال ورودي

 

Loop back :

مسير کمکي ، کابل کمکي

 

Lpc: licence plate camera

نوعي دوربين پلاک خوان ديد در شب که جهت تست هاي عملياتي بيشتر به کار مي رود

 

Lpr: licence plate recognaion

تشخيص اتومات پلاک خودرو

 

Lossy predictive codecs:

فشرده سازي در روش پيشگويانه يا اتلاف

 

Luminance:

اطلاعات سيگنال ويدئويي در مورد روشنايي تصوير را گويند

 

Lux:

واحد شمردن روشنايي در سيستم بين المللي SI که برابر يک لومن بر متر مربع است

M

 

Main

اصلي

 

Management:

مديريت

 

Manual:

تنظيم دستي يا هر فعل ديگري که اتوماتيک نباشد

 

Manual iris:

تنظيم دستي ديافراگم لنز که از طريق رينگ اضافي که بر روي لنز قرار دارد و چرخاندن آن انجام مي شود

 

Manual zoom:

به لنزهايي گفته مي شود که قابليت تنظيم زوم دستي دارند

 

Master:

جامع يا اصلي

 

Mb(mega byte):

واحد اندازه در مقدار حافظه

 

Mb(mother board):

برد اصلي در کامپيوتر يا همان مادر برد

 

Megapixel lens:

لنزهايي که بر روي دوربين هاي داراي رزولشن مگاپيکسل بسنده مي شوند

 

Memo(memory):

حافظه

 

Menu:

جدولي که شامل عناوين مختلف مي باشد و از طريق اين طريق اين عناوين مي توان تغييرات لازم را در دستگاه مذبور به وجود آورد

 

Mfp:

فيلتر مکانيکي به همراه فتوسل

 

M-jpeg:

نوعي فرمت ذخيره سازي

 

Microphon:

مبدلي که امواج صوتي را به سينگال الکترونيکي تبديل مي کند – ميکروفن سايز کوچک

 

Mini:

سايز کوچک

 

Mini dental camera

دوربين مينياتوري که در دندان پزشکي مورد استفاده قرار مي گيرد

 

Minimum illumination

حداقل ميزان نور براي داشتن تصوير واضح يا سويچ شدن

 

Minute:

دقيقه

 

Mir(mirror):

تصوير آينه اي

 

Mirror record:

ضبط هم زمان بر روي دو هارد ديسک

 

Mod:

حداقل فاصله شئي از لنز را گويند که براي لنزهاي زوم حدود يک متر و براي لنزهاي فيکس خيلي کمتر است

 

Mode:

حالت – وضعيت

 

Modem:

جهت تبديل و ارسال اطلاعات مخصوصا در انتقال تصوير مورد استفاده قرار مي گيرد

 

Modify:

مديريت کردن

 

Moire patern:

نويز در تصوير حاصل از CCD در فرکانس هاي بالا

 

Motion detection:

حالتي از تصوير که از وضع ثابت به متحرک تبديل مي شود

 

Mother board:

برد اصلي کامپيوتر که سايز قطعات کامپيوتر روي آن نصب مي شوند

 

Motorized zoom lens:

لنزهاي موتور دار که چند برابر کننده تصوير هستند

 

Move:

حرکت دادن

 

Mpeg:

نوعي از فرمت ذخيره سازي که فضاي زيادي را بر روي باند اشتغال مي کند

 

Mpeg4(mp4):

نوعي از فرمت ذخيره سازي تصوير کمتر از MPEG2 بهتر بوده و فشرده تر است تا فضاي کمتري را روي هارد اشغال کند

 

Mpeg 2000:

نوعي از فرمت ضبط

 

Multi level access:

بي صدا کردن

 

Multi media:

سطوح دسترسي مختلف

 

Multiplexer:

فناوري که چندين تصوير ويدئويي را بر روي يک نوار ويدئويي ضبط مي کند (کواد) و به عنوان يک دستگاه مرکزي جهت ترکيب ادوات محتلف در مدار بسته به کار مي رود

N

 

NBS: national bureau of standards

معيارهاي استاندارد در امريکا

 

ND filter:

يک نوع فيلتر نوري که مقدار نور را بدون بر هم زدن تعادل رنگ تقليل مي دهد

 

NET skip:

مرورگر صفحات وب

 

NIT:

از واحدهاي نوري

 

Nominal voltage:

ولتاژ اسمي

 

NPR(number plate recognition):

تشخيص پلاک خودرو

 

NTSC: nation television system committee

استاندارد رنگي امرکا، کانادا و چند کور ديگر – در اين حالت حداکثر رزولشن 704*480 پيکسل مي باشد

 

NTP(network time protocol):

سيستمي جهت تنظيم ساعت تمام کامپيوتر ها روي شبکه جهت هماهنگ شدن با يکديگر

 

NVR(network video recorder):

دستگاه ضبط تصاوير از طريق شبکه

O

 

Objective:

جنوبي ترين قسمت لنز – عدسي شيئي

 

Ocr: optical character recognition

فناوري تشخيص کاراکتر (بارره) به کمک شدت روشنايي

 

Ocular:

تزديکترين قسمت لنز به CCD – چشمي

 

Odm: object data manager

مديريت اهداف و داده ها

 

Oem: original equipment manufacturer

توليد کننده محصولات اصل – محصولات خام يا بدون مارک

 

Os: opration system

خاموش – کاربردي بدون اتصال به شبکه يا هر سيستم بي سيم غير

P

 

Pal:

سيستم تلويزيون رنگي اروپا که در اين حالت حداکثر روزلوشن 704*576 پيکسل مي باشد

 

Pan angle:

حداکثر چرخش در محور افقي

 

Panaroma:

تصويري با پوششي زاويه اين بالاتر از 180 درجه

 

Panomorph lens:

لنزي با زاويه ديد 1802 درجه يا بيشتر

 

Pan / tilt:

حرکت در جهات بالا و پايين و راست و چپ

 

Password:

رمز عبور

 

Pattern:

الگو – روشن

 

Pbx:

مرکز تلفن خصوصي

 

Pc: personal computer

رايانه شخصي

 

Pcb: printed circuit board

مدار چاپي

 

Pic: peripheral component interconnect

اسلات، مکاني روي مادربورد هر کاميوتر که کارت و امکاناتي مثل مودم از طريق آن به کاميوتر اضافه مي گردد

 

Picture inversion:

روش تبديل نقاط سياه و سفيد و بالعکس

 

Picture synchronaizing pulse:

سيگنال پالس همزمان

 

Picture transmission:

انتقال تصوير از نقطه اي به نقطه ديگر

 

Pin hole lens:

لنزهاي مينياتوري که معمولا روي دوربين هاي کوچک بسته مي شوند که به آنها لنز مخروطي نير گفته مي شودسنسور مادون قرمز که بيشتر روي دزدگيرها جهت تشخيص انسان يا موجود زنده ، مورد استفاده قرار مي گيرد

 

Pir: passive infrared sensor

سنسور مادون قرمز که بيشتر روي دزدگيرها ، جهت تشخيص انسان يا موجود زنده ، مورد استفاده قرار مي گيرد

 

Pixel:

واحد کوچک تصويري که از کنار هم قرار گرفتن آنها عکس تشکيل مي شود، کوچکترين واحد گرافيکي روي تصوير

 

Plasma:

گالري کاملا يونيزه شده و ميدان مغناطيسي بر آن تاثير مي گذارد

 

Pmf(privacy mask fanction):

قابليت ماسک گذاري براي نقاطي از تصوير که نيازي به کنترل ندارد

 

POE(power over Ethernet):

انتقال برق يا همان انرژي الکتريکي بر روي شبکه

 

POS: professional operating system

دستگاه کارت خوان يا صندوق هاي فروشگاهي اتوماتيک

 

Pppoe: point – to- point protocol over Ethernet

از پروتکل هاي جانبي تحت شبکه

 

PSTN/ pots: public switched telephone network

يکي از سيستم هاي تلفن شبکه ايي

 

Pre alarm:

ضبط پيش از آلارم که اين امکان را به شما مي دهد تا چند لحظه قبل از رخداد را نيز در بازبيني تصاوير ضبط شده ، مشاهده نماييد

 

Pre alarm buffering:

اين قابليت تصاوير را چند ثانيه در حافظه داخلي خود ذخيره مي سازد تا در صورت وقوع آلارم آن را به سرورها ارسال نمايند

 

Prespective:

سه بعدي

 

Primopix technologhy:

تکنولوژي که در آن اطلاعات مربوط به هر پيکسل تبديل به همان نقطه در هنگام ضبط شدن مي شود و پردازش تصوير را بهينه مي کند بنابراين هر محلي از تصوير مي تواند با بازده زيادي از رنگ و نور ضبط شده و در کيفيت تصوير فايل گردد که قابل ديدن نبود 

 

Ptz(pan / tilt / zoom):

حرکات عمودي و افقي که توسط موتور دوربين انجام مي شود

 

PVR: personal video recorder

دستگاه ضبط تصاوير(شخصي)

Q

 

Quad:

دستگاهي که صفحات مانيتور را به نسبت مساوي تقسيم مي کند تا بتواند تمام دوربين ها را در صفحه منيتور نمايش دهد

R

 

Raid: redundant arrey of independent disk

سيستمي که ذخيره سازي را با ايمني بالاتر و بازيابي را با سرعت بيشتر امکان مي سازد

 

Random:

تصادفي

 

Realistic camera:

دوربين بدلي – اين ماکت به هنگام حرکت ، چراغ قرمز آن به صورت چشمک زن در مي آيد و باعث ايجاد ترس در سارق مي شود

 

Real time:

زنده

 

Recording system:

سيستم ضبط تصاوير

 

Remote:

کنترل از راه دور

 

Resolution:

کيفيت و وضوح تصوير که از انواع آن مي توان به VGA، QVFA(که 4/1 VGA اندازه دارد) XVGA (که داراي 1024*768 پيکسل است) و رزولشن مگاپيکسل (که 4 برابر VGA مي باشد) اشاره کرد

 

Rf radio frequency

سيگنال راديويي

 

Rfid: radio – frequency identification

شناسايي بسامد راديويي

 

Rorate:

چرخيدن ، دوران دادن

 

RS-232:

يک فرمت ارتباط ديجيتالي

 

RS-458

شکل پيشرفته تر ارتباط ديجيتالي که مي تواند تا 32 دريافت کننده را در مقصد پوشش دهد در اين روش ارسال داده فقط با دوسيم ميسر است

S

 

Sata:

نوع جديد از کابل اتصال هارد به کامپيوتر و يا دستگاه استندالون

 

Second:

ثانيه

 

Selectability:

قابليت انتخاب

 

Self test:

شناسايي خودکار

 

Sensitive:

حساس

 

Sensor:

حسگر

 

Sensor input:

قابليت درک محيط را به دوربين مي دهد تا در مقابل تغييرات دستگاه ضبط کننده ، حساس شود

 

Servo motor:

نوعي موتور DC که قابليت فرمان دادن را دارد

 

Server:

سيستم اصلي روي شبکه که بقيه کاربران تحت عنوان CLIENT از روي آن داده ها و اطلاعات را مي خواند

 

Setup(install):

نصب و راه اندازي

 

Scart:

کانکتوري که به جاي کانکتور RCA در اروپا از آن اسفاده مي کند و در ثانيه تصاوير با کيفيت بالا تري ارائه مي شود

 

Scheduale:

جدول زمان بندي

 

Scheme:

برنامه از قبل تعريف شده روي DVR ها که با انتخاب آن، دستگاه به شکل اتوماتيک به آن حالت تنظيم مي شود

 

Screen:

تصوير – صفحه

 

Scsl: small computer system interface

پورت اسکازي

 

Sdnr(ssnr): super digital nise reduction

کاهنده نويز ديجيتالي

 

SD ram:

نوعي حافظه

 

Sdss(smoth digital slow shuter):

شاتر ديجيتالي با سرعت پايين

 

Sequence:

به ترتيب نشان دادن دوربين ها – حالتي مثل عملکرد سويچر

 

Simplex:

در CCTV به يکي از دو روش مولتي پلکسي اشاره دارد که اطلاعات فقط در يک جهت قابل انتقال است و ضبط يا پخش فقط در يک زمان مي تواند اتفاق بيافتد

 

Shadow:

سايه

 

Sharp:

تيز (تيزي و وضوح دور لبه هاي اشکال در تصوير)

 

Shut down:

خاموش کردن

 

Show:

نشان دادن – نمايش

 

Shutter:

مدت زمان لازم را براي جمع آوري نور در CCD براي هر فريم را تعريف مي نمايد

 

Slave:

قسمتي از حافظه که به شکل پيرو ، عمل مي کند

 

Smart guard:

نگهباني هوشمند

 

Smart search:

انجمن مهندسي تلويزيون و تصاوير متحرک

 

Smpte: society of motion picture and television engineers

انجمن مهندسي تلويزيون و تصاوير متحرک

 

Sms: short message:

پيام کوتاه

 

Smtp: simple mail transfer protocol:

از انواع پروتکل ها

 

Snapshot:

عکس گرفتن

 

S / N ratio:

نسبت سيگنال به نويز که بر حسب db بيان مي شود

 

Socket:

فيش – رابط اتصال

 

Source:

منبع ، سرچشمه

 

Speed dome:

دوربين دائمي که موتور دار است و قابليت چرخش دارد

 

Splite screen:

به صفحه نمايش چند تکه شده مي گويند

 

Spot monitor:

مانيتور کمکي، خروجي حافظه دار

 

Stand alone dvr:

دستگاه مستقل ار کامپيوتر که قابليت ضبط تصاوير را دارا مي باشد

 

Star light ccd:

نوعي از ccd که داراي lux پايين بوده و در هنگام شب بدون LED IR مي تواند تصوير بدهد و معمولا در حالت سياه و سفيد داراي توانايي 001/0 لوکس مي باشد

 

Start up:

شروع کردن – آغازين

 

Stataration:

تنظيم رنگ

 

Status:

حالت – وضعيت

 

Stepper motor:

نوعي از موتور که با دقت بيشتري چرخيده ، قابل فرمان بوده و بيشتر در دوربين هاي اسپيد دام مورد استفاده قرار مي گيرد

 

Style:

سبک – روش

 

Sub networking:

تحت شبکه

 

Super had (super hole accumulation diode):

نوعي تکنيک در ساخت CCD با کيفيت بالا که در آن تبديل فوتون به الکترون بهينه شده است

 

S – VHS:

يک فرمت ضبط ويدئويي است که رزولشن افقي 400 خط دارد

 

S / W:

کليد روشن و خاموش

 

Switcher:

وسيله اي که مي تواند بين تصاوير ويدئويي مختلفي که به آن متصل هستند امکان انتخاب را فراهم مي کند

T

 

TBC:

سنگرون کردن سيگنال هاي مختلف بر اساس زمان

 

TCP/IP:

از انواع پروتکل ها در شبکه

 

Telemetry:

دستگاهي است که اطالاعات RS485 را به حرکاتي که از طريق رله ها کنترل مي گردد، تبديل مي کند و در حقيقت نوعي decoder است

 

Tel line:

محل اتصال سوکت تلفن در دستگاه هاي مختلف

 

Temp:

درجه حرارت

 

Termination:

اتصال از انتهاي کابل را به يک کانکتور مي گويند

 

TDG: time date great

ايجاد کردن تاريخ و زمان روي تصوير

 

TDM: time division multiplexing

جداسازي سيگنال براساس تقسيم زماني

 

TDN(true day & night):

بدون توضيح

 

TFT lcd: thin-film transistor

مانيتور رنگي با تکنولوژي TFT

 

Tilt speed:

سرعت حرکت دوربين در محور عمودي

 

Timer:

نوعي از فعاليت که زمان سنجي را انجام مي دهد

 

Touch screen:

نوعي از صفحات مانيتور که قابليت فرمان کردن از طريق انگشت دست را دارند

 

Transform:

تغيير شکل – تبديل کردن

 

Transmitter:

سيستم فرستنده – ارسال کننده

 

Triplex:

نوعي عملکرد در دستگاه DVR که مي تواند در حين بازبيني ضبط شده عمل صبط را نيز ادامه دهد

 

Tv line:

تعداد خط هاي موجود در CCD که متشکل از پيکسل مي باشد

 

Tv out:

خروجي ويدئو جهت مانيتور و تلويزيون

U

 

Udp: user dategram protocol

بدون توضيح

 

Unlimited

بدون محدوديت

 

Up:

بالا

 

Up grade:

امکان ارتقاء در سيستم

 

UPS: uninterruptible power  supply

دستگاهي که مي تواند انرژي برق را در خود ذخيره کرده و در زمان قطعي برق، انرژي براي دستگاه هاي ديگر را فراهم مي کند

 

USB: universal serial bus

نوعي درگاه در کامپيوتر و يا ساير دستگاه ها

 

USB DVR:

نوعي دستگاه DVR به صورت external که براي lap top مورد استفاده قرار مي گيرر و از طريق پورت usp به آن وصل مي شود

 

User:

کاربر

 

User friendly:

کاربر پسند

 

User name:

کلمه کاربري

 

UTP: unshielded twisted pair

وسيله اي که توسط آن تصوير ويدئويي با کابل 2 رشته اي معمولي تبديل و منتقل مي شود

 

UWDR: ultra wide dynamic range

سيستم قدرتمندي که توانايي آناليز دو سرعت شاتر مختلف را در آن واحد داشته و عمق ميدان با وضوح بالايي را در تصوير به وجود مي آورد

V

 

Vandal

خاصيت ضد ضربه

 

Varifocal lens:

نوعي از لنز که داراي قابليت زوم بوده و فاصله کانوني آن قابل تغيير است

 

Vertical:

عمودي

 

VCA: video content analysis

آناليز پيشرفته محتويات تصويري

 

VAR: video casset recorder

دستگاهي که تصاوير را بر روي فيلم يا همان نوار ، ضبط مي کند

 

VGA: video graphics array

نوعي ورودي يا خروجي تصوير ديجيتالي که مي تواند در دستگاه استندلون و کامپيوتر وجود داشته باشد

 

Video amplifier:

دستگاهي جهت تقويت سيگنال تصوير در متراژهاي بالا مورد استفاده قرار مي گيرد تا از افت تصاوير جلوگيري کند

 

Video balun= utp:

تبديلي که براي اتصال يک کابل کواکسيال به کابل زوجي به هم تابيده استفاده مي شود تا هزينه کابل کشي کاهش پيدا کند

 

Video enhancement:

سيستم بهبود تصوير

 

Video frequency:

فرکانس سيگنال خروجي ويدئويي

 

Video in:

ورودي تصوير

 

Video input channel:

انتقال ورودي تصاوير

 

Video management software:

مديريت ويدئو تحت شبکه

 

Video matrix switcher:

وسيله اي براي انتخاب بيش از يک دوربين VCR يا چاپگر ويدئويي و امثال آن

 

Video router:

دستگاه هايي که به سيگنال ويدئويي نظم و ترتيب مي دهد و براي ارسال اطلاعات از طريق شبکه کاربرد دارد  

 

Video transmission:

انتقال تصاوي

 

Vhs(video home system):

سيستم ويدئويي خانگي

 

Vmd(video motion detector):

سيستمي که در برابر تغيير نور يا جابه جايي و حرکت سيگنال آلارم مي دهد

 

Voice:

صدا

 

Volume:

حجم صدا

W

 

W4:

ورژن چهارم سيستم DSP که کارايي دوربين را افزايش مي دهد و تقريبا شبيه يک فيلتر 3 بعدي عمل کرده و علاوه بر آن داراي قدرت تثبيت کنندگي ديجيتالي روي تصوير نيز مي دهد اين سيستم باعث بهبود بخشيدن به حالت DAY & NIGHT شده و داراي خصوصيات ديگري نيز مي باشد مانند: hlc, pmf, flip

 

Watch dog:

عاملي جهت جلوگيري از هنگ سيستم

 

Water mark:

احراز اصل بودن تصاوير – عاملي جهت ايجاد سنديت قانوني روي تصاوير ضبط شده

 

Water proof:

ضد آب

 

Wave guide:

کانال ج بر – هدايتگر موج

 

Wdr: wide dynamic  range

تکنولوژي که در آن با استفاده از سرعت شاتر بالا و پايين تصوير برداري صورت مي گيرد و باعث مي شود بخش هاي کم نور و پر نور تصاوير به وضوح ديده شوند

 

Web:

اتصال اينترنتي

 

Webcam:

از انواع دوربين هاي تحت شبکه با اتصال مستقيم از طريق درگاه USP به کامپيوتر

 

Wer: wide extended range

جبران کردن و بهبود بخشيدن اتوماتيک نواحي تاريک در اطراف اشياء که باعث مي شود عکس ها طبيعي و واضح شوند

 

Wpr: Wisconsin public radio

بدون توضيح

 

Writer:

دستگاهي که قابليت ضبط روي CD يا DVD را دارد

 

wrong:

بدون شرح

 

w-vhs:

استاندارد جديد ضبط ويدئويي ارائه شده توسط JVC

Y

 

Y / C:

يک فرمت ويدئويي که اطلاعات روشنايي تصوير و زنگ تصوير جداگانه فرستاده مي شود

Z

 

Zone:

محل – ناحيه

 

Zoom in:

بزرگنمايي ، جلوکشيدن تصوير

 

Zoom lens:

لنز چند برابر کننده تصوير که قابليت بزرگنمايي دارد

 

Zoom out:

کوچک نمايي ، عقب بردن تصوير

 

. Cookie policy. I accept cookies from this site. Agree